این جمع را که از دل طبقه متوسط ایرانی روی صحنه سینما پرت شده اند یک ویژگی مشترک به هم پیوند داده اینکه همه یا اکثر آن ها دانشجوی حقوق بوده اند . فیلمی با این مضمون خاص با حقوق پیوند می خورد ! گویا نگاه خاصی که به حقوق هست به لا به لای ساخته ی اصغر فرهادی هم نفوذ کرده.بچه ی 10 ساله برادرم یکبار پرسید که چرا پزشکی نخواندم . معتقد بود وکلا طرفدار دزدا هستند . این نگاه منفی را در ساخته های اخیر تلویزیون هم می شود دید . یکی دیگر از اقوام می گفت که : زور دارد که برای گرفتن چیزی که حق آدم است باید به وکیل پول بدهی.گویی آقای فرهادی متاثر از همین پیش قضاوت های عمومی برای ملموس تر کردن شخصیت های فریبکار داستانش آن ها را از دل دانشکده حقوق بیرون آورده !
کریمر علیه کریمر با بازی داستین هافمن یا دروغگو دروغگوی جیم کری یا وکیل مدافع شیطان را که یادتان هست . همه اسیر همین نگاه هستند .
اما حقیقت آن است که پشت دیوار دانشکده های حقوق آزاده ترین اساتید بر کرسی تدریس تکیه زده اند و واکنش آن ها سر بزنگاه تاریخ بارها این را ثابت کرده چنان که شاهد امر در پست قبلی حاضر است. هر چند چنان که در کلاس های درس مرسوم است باید بگویم (( ما من عام الا و قد خص )) هیچ قاعده ای نیست که استثنایی نداشته باشد.فیلم فرهادی مبتنی بر پیش قضاوتی است درست از جنس همان هایی که درباره الی یا نامزدش می شود ، سطحی و آبکی ... .طنز ماجرا هم همین است آنچه فرهادی چنان هنرمندانه به نقد کشیده است و در قاب دوربین آورده است در لا به لای سکانس های همان فیلم پنهان شده.






