حكومت نظم در ورزش نيازمند وضع قانون شده است
از اخلاق پهلواني تا قوانين ورزشي
رسم و رسوم ورزش را مدتها آداب و سلوك پهلواني تشكيل ميداد. اخلاق ضابطه و چهارچوب ورزش را تعيين ميكرد، چنانكه نگاه ملتمسانه مادر پهلوان هندي، پشت پورياي ولي، پهلوان غالب ايراني را به خاك ميماليد. اما مرور زمان ورزش را تبديل به تجارت كرد و ورزش حرفهاي به جاي ورزش پهلواني بر سر زبانها افتاد. فارق از قضاوت ارزشي در مورد اين تغيير و تبديل از همين زمان بود كه كاربرد قواعد و مقررات در حوزه ورزش و نظارت بر اجراي آنها اهميت بيشتري يافت. امروز ميزان اين قواعد و مقررات آنقدر زياد شده است كه ميتوانيم از گرايشي با عنوان حقوق ورزش سخن بگوييم. براي شناخت آن ابتدا بايد ديد ورزش چيست و حقوق به چه معناست.
شناخت کلی «حقوق ورزشی» نیازمند تعریف ورزش است که یک مفهوم حقوقی محسوب نمیشود. در میان تعاریف متعددی که از آن ارائه شده است مناسب است که ورزش را بصورت کلی فعالیتهای جسمانی بدانیم که بصورت هدفدار انجام میشود.
اخلاق ورزشي
اخلاقيات مجموعه قواعدي است كه براي رسيدن به كمال لازم است. اخلاق قانون فردي زندگي است. اما اجراي اين قواعد را جز وجدان بيدار و خوي اخلاقي و گاه ترس از عكسالعمل ديگران چيز ديگري پشتيباني نميكند. برعكس قواعد حقوقي بر قدرت دولت تكيه زده است و هر جا مورد تجاوز قرار گيرد با واكنشي سخت ماند مجازاتهاي كيفري روبهرو ميشود. در ارتباط حقوق و اخلاق گفتن همين بس كه حقوق بسياري از قواعد اخلاقي را در مجموعههاي قانون گردآورده و براي آن ضمانت اجرا تعيين كرده. اما جاي ترديد نيست كه همه قواعد اخلاقي نميتوانند به قانون تبديل شوند.
ورزش ايراني هر چقدر هم بسوي حرفهاي شدن برود باز متاثر از فرهنگ اخلاقي ايراني خواهد ماند، براي همين هنوز منش پهلواني گاه و بيگاه در زمينهاي ورزشي جلوه ميكند تا خاطرات بد مربوط به بداخلاقيهاي ورزشي را التيام دهد. در سطح بينالمللي نيز تمسك به اخلاقيات ارزش است و به روشهاي مختلف ترويج ميشود.FAIRPLAY شعار رايج مستطيلهاي سبز است و در هر مسابقه ورزشي به تيم اخلاق جايزه اعطا ميشود. دليل ترويج اخلاق اين است كه پايبندي به موازين اخلاقي اگر دروني شود در كاهش جرايم تاثير بيشتري دارد نسبت به وضع قواعد و مقرراتي كه افراد به آن اعتقاد واقعي ندارند. پییر دوکوبرتن، بنیانگذار دوره جدید بازیهای المپیک میگوید در دنیایی که مملو ز خطرات فراوان با امکانات قوی است المپیک میتواند پایه گذار نظامی مبنی بر جوانمردی و قوای جسمانی باشد. به نظر وی ورزش بدون شک با اخلاقیات پیوندی تنگاتنگ دارد.
حقوق ورزش
در تقسيمبندي كلاسيك جايي براي حقوق ورزش نبود. اما اخيرا با رويكرد كاربردي، گرايشهايي در حقوق بوجود آمده كه از يافتههاي رشتههاي كلاسيك حقوقي براي نظم و ترتيب دادن حوزهاي خاص مانند ورزش استفاده ميکند. محصول چنين رويكردي بوجود آمدن زمينههاي مطالعاتي مانند حقوق اقتصادي يا حقوق ورزش يا ... است.
بنابراين در حوزه حقوق ورزش، آن قسمتهايي از حقوق خصوصي، حقوق جزا، حقوق عمومي و حقوق بينالملل و ... كه مرتبط با مقوله ورزش است مورد استفاده قرار ميگيرد.
حقوق ورزش در ایران
در گذر تاریخ حقوق ورزش در ایران سه مرحله را پشت سر گذاشته: در دوران قبل از انقلاب مشروطیت مقررات شرعی و عرفی در رسیدگی به امور قضایی استفاده میشد و محکمه و قانون به شکل امروزی وجود نداشت. بعد از مشروطه نیز تا مدتها سابقهای از مسئولیتهای مدنی و کیفری ورزشی نبود و قانونی در این زمینه وجود نداشت. تا اینکه سال 1339 فرا میرسد و قانون مسئولیت مدنی به تصویب میرسد. از این زمان به بعد نص قانونی خاصی وجود داشت که در مورد صدمات ورزشی میشد از آن استفاده کرد اما باز رسیدگی به مسئولیتهای جزایی ورزشکاران تابع قانونی نبود. این مشکل نیز در سال 1352 به موجب ماده 42 قانون مجازات اسلامی مرتفع شد که مقرر میکرد حوادث ناشی از عملیات ورزشی به شرط آنکه سبب آن، نقض قوانین مربوط به آن ورزش نباشد جرم تلقی نمیشود
ورزش در قانون اساسي
منشا صلاحيت و مشروعيت تمام نهادها و مقامات در ايران قانون اساسي است كه مادر تمام قوانين به حساب ميآيد. توجه به تربيت جسم در اصول اوليه اين قانون مورد تاييد قرار گرفته است. اصل دوم قانون اساسي اهداف جمهوري اسلامي را بيان ميدارد. براي رسيدن به اين اهداف اصل سوم قانون اساسي، ابزارهايي را معرفي ميكند، «تربيت بدني رايگان براي همه در تمام سطوح» يكي از اين ابزارهاست. قانون اساسي از ورزش غافل نبوده و لزوم توجه به آن را مورد تاكيد قرار داده. بعد از آن نوبت قوانين عادي است كه با تصويب قوانين كارا و موجز و مختصر به بهترين شكل به توسعه ورزش كمك كند. قطعا تصویب قوانین در حوزه ورزش به صورت چشم بسته جز هدر دادن هزینه و ایجاد تورم حقوقی تاثیری ندارد. بنابراین اگر سخن از وضعقانون میرود مراد قوانین مختصر و مفید است.
حقوق خصوصي و ورزش
این قاعده عادلانه از دیرباز وجود داشته است که هر کس به دیگری آسیب برساند باید آن را جبران کند. ورود خسارات در زمينهاي ورزشي ممكن است ابعاد و جهات مختلفي داشته باشد. ممكن است از سوي بازيكنان به يكديگر، به داور يا تماشاچيان باشد. ممكن است خسارت در نتيجه عدم اجراي قرارداد باشد. بخش مهمي از خسارات در اثر آسيب به ورزشگاهها از سوي تماشاگران است. همه اين خسارات تحت نظامات عام قانون مدني و قانون مسئوليت مدني قابل تعقيب و رسيدگي است. خسارات يا در نتيجه نقض قرارداد و عدم اجراي كامل قرارداد است يا منشا غير قراردادي دارد. در مورد خسارات مربوط به دسته اخير بايد گفت كه «هر کس بدون مجوز قانوني عمداً يا در نتيجه بياحتياطي به جان، مال، آزادي، آبرو و ... ديگران لطمه وارد کند مسئول جبران خسارت ناشي از آن عمل است.» بنابراين در محيط ورزشي به صورت عام ميتوان گفت كه چنانچه ورود خسارت به شخصي در نتيجه تقصير باشد فردي كه دچار تعدي يا تفريط شده، مسئول است و در صورت امكان بايد به گونهاي جبران خسارت كند كه وضعيت خسارتديده به وضع سابق برگردد. اما در حوزه ورزش باید متوجه بود که حادثه جزو ماهیت ورزش میباشد. بنابراین حادثهای سبب مسئولیت خسارت زننده خواهد شد که در اثر نقض مقررات بوجود امده باشد. فرد خسارتدیده نیز برای جبران خسارت خود باید قواعد عام حقوقی را رعایت کند و به دادگاه صالح برای برای جبران خسارت خود مراجعه کند.
گروبندی در ورزش
در قانون مدنی ایران دو ماده وجود دارد که در بحث حقوق ورزشی قابل اشاره است. مطابق قانون، قمار و گروبندی باطل است و دعاوی مربوط به آن مسموع نمیباشد، اما استثنائا در سه مورد گروبندی جایز دانسته شده است که این هر سه استثنا از جنس ورزش هستند: تیراندازی، شمشیرزنی و دوانیدن حیوانات.
حقوق جزا و ورزش
پيشگيري از جرم و مقابله با آن از اهداف اصلي حقوق جزاست. ورزش هيچ خصوصيتي ندارند كه جرم در آن واقع نشود. بنابراي علاوه بر امكان ارتكاب جرايم موضوع قانون مجازات اسلامي و ساير قوانين عام كيفري ممكن است برخي جرايم نيز در حوزه ورزش واقع شود كه مختص آن است. بطور مثال جرايم و محروميتهايي كه در فوتبال پيشبيني شده بر اساس قوانين و آييننامههاي اختصاصي اين حوزه است. كسي كه مرتكب عملي شود كه قانون جرم شناخته و براي آن مجازات تعيين كرده، مجرم ناميده ميشود.
اما وقوع جرم در ورزش شرايط خاص خود را دارد. رضايت ورزشکار به مشارکت در فعاليت ورزش به معناي قبول خطرات و نتايج زيانبار متعارف در ورزش است. به منظور ايجاد انگيزه در ميليونها جوان براي روي آوردن به ورزش براي تربیت نسلي شجاع، سلامت و با نشاط، با توجه به شرایط حاکم بر هر رشته ورزشی شرایط خاصی را برای حوزه ورزش مقرر کنند، زيرا قانونگذار به خوبي ميدانسته که تعالي جامعه جز در پرتو چنين انسانهايي مقدور نيست. قانونگذار با علم به اين که حادثه با ورزش قابل تفکيک نيست و حتي به رغم رعايت همه موازين و مقررات باز ممکن است صدمهاي محقق شود با شجاعت، حساب ورزش را از همه امور جدا ساخته و حوادث آن را جرم محسوب نميکند. در عين حال ميخواهد بگويد که ورزش يک فعاليت مبتني بر تمايل است و هيچ اکراه و اجباري در آن نيست.
در مورد جرایم ورزشی ماده 59 قانون مجازات اسلامی مقرر میکند «حوادث ناشي از عمليات ورزشي مشروط بر اين که سبب آن حوادث نقض مقررات مربوط به آن ورزش نباشد و اين مقررات با موازين شرعي مخالفت نداشته باشد.»
حقوق .همشهري 1388/7/27

تاريخچه قانونگذاري در مورد سازمانهاي غيردولتي پيشينه چنداني ندارد. توجه عمده به سازوكار قانوني اين سازمانها از سال 1379 و برنامه سوم توسعه آغاز شده است. چند سالی است که بجای
NGO از سمن كه مخفف (( سازمان هاي مردمي نهاد )) است استفاده مي شود
آييننامه فعاليت سازمانهاي غيردولتي 1381: تا اين سال قانون و مصوبه بخصوصي حاكم بر سازمانهاي غيردولتي نبود. امور مربوط به اين سازمانها بر اساس « آيين نامه ثبت تشكيلات و موسسات غيرتجاري » نظم و ترتيب مييافت كه مصوب 1337 بود. تلاش براي تدوين قوانين و مقررات خاص براي سامان دادن به سازمانهاي غيردولتي مدرن از سال 1376 شروع شد. اولين نشست سراسري سازمانهاي غيردولتي ايران در همين سال برگزار شد. بالاخره اولين متن قانوني در سال 1379 با مشاركت فعالان حوزه سازمانهاي غيردولتي آماده شد كه نقاط قوت زيادي داشت اما اين پيشنويس خيلي زود به فراموشي سپرده شد و بالاخره آيين نامه فعاليت سازمانهاي غيردولتي در سال 1381 با نقاط قوت و ضعفي به تصويب رسيد. انتقادات وارد به اين متن خيلي زود كار را به اصلاح آن كشاند.
آييننامه فعاليت سازمانهاي غيردولتي 1384 : آيين نامه سال 1381سه سال دوام آورد در سال 1384 جاي خود را به آييننامهاي با همين اسم داد كه مقررات متفاوتي را در خود جاي داده بود.
اولين بار قانون برنامه سوم توسعه مصوب 1379 لزوم توچه به سازمانهاي غيردولتي و گسترش آن را بيان كرد، در اين قانون وزارت كشور مكلف شده بود با رعايت قوانين نسبت به تهيه طرحهاي مربوط به ايجاد و تقويت تشكلهاي مردمي (صنفي – تخصصي) و سازمانهاي غيردولتي براي واگذاري اعمال تصدي دولت به آنها اقدام نمايد. آييننامه مصوب 1381 نيز با استناد به همين قانون تصويب شد. آييننامه سال 1381 موافقان و مخالفان زيادي داشت تا جايي كه درخواست ابطال آن در هيئت عمومي ديوان عدالت اداري نيز مطرح شد اما ديوان حكم به مطابقت اين مصوبه با قانون اساسي و برنامه سوم توسعه داد. برنامه چهارم توسعه نيز از NGO غافل نبود، در ماده 97 به تقویت نقش مردم و سازمانهای غیردولتی در امر پیشگیری و مبارزه با اعتیاد اشاره ميكند و در ماده 98 مقنن نهادهاي مدني را سرمايههاي اجتماع مي نامد و به راهكارهاي ارتقاي كارايي آن تاكيد ميكند. بطور كلي برنامه چهارم توسعه نسبت به برنامه سوم در توجه به اهميت سمنها بسيار توسعهيافته تر است، بطوري كه در اين قانون مي توان 12 مصوبه را ذكر كرد كه مستقيم و غيرمستقيم در ارتباط با نقش و اهميت سازمانهاي غيردولت وضع شدهاند. با اين وجود اين استوانههاي جامعه مدني در ايران هنوز كاركرد و جايگاه واقعي خود را نيافتهاند در بررسي عوامل عدم كارآمدي اين سازمانها دلايلي از سوي صاحبنظران بيان شده است:
مشكلات فرهنگي : ناشناخته بودن اين سازمانها براي عموم و عدم اعتماد مردم به آنها يكي از مشكلات اين سازمانهاست. شرايط فرهنگي و تاريخي كه در غرب ضمينهساز بوجود آمدن سازمانهاي غيردولتي بود در ايران بطوركامل محقق نشده است
گستردگي ساختار دولتي : سازمانهاي غيردولتي در پينياز جامعه بوجود ميآيند و با سعي و تلاش سعي ميكنند خود را به دولت بقبولانند، اما فربهي و گستردگي ساختار دولت و دستاندازي دولت به همه قسمتها باعث شده كه جايي براي كار ساير نهادهاي غيردولتي نباشد، حتي دولت گاه خود اقدام به راهاندازي سازمانهاي غيردولتي ميكند.
نبود روحيه كار جمعي : اصولا كارهاي جمعي ميان ايرانيان هواداري ندارد، اين مشكل خود را به صورتهاي مختلف نشان ميدهد كه يكي از آنها عدم تشكيل تشكلهاي مردمي پايدار و قدرتمند است.
عدم شفافيت قوانين : قوانين متعدد و دستگاههاي مختلف كه هر كدام خود را در خصوص سازمانهاي مردمنهاد مسئول مي دانند سبب شده كه مشخص نباشد كه كار چگونه بايد پيگيري شود و تقسيم وظايف چگونه باشد.
مسائل مالي و پشتيباني : اعتماد زيادي به اين سازمانها در ميان مردم وجود ندارد و انتظار پرداخت حق عضويت بخوبي برآورده نميشود، از سوي ديگر اقتصاد دولتي ايران و اتكا به نفت انتظار از دولت را بالا برده است كه بايد توجه داشت كه وابستگي مالي به استقلال سمنها آسيب ميرساند.
نبودن قانون جامع : در اينكه آيا اصولا اين سازمانها نيازي به قانون دارند يا خير اختلاف است. عدهاي معتقدند مبناي آن آزاديهاي مدني كه در قانون اساسي منعكس شده است و وضع قانون باعث اجاد محدوديت براي آنها ميشود. دليل پيدايش ضرورت وضع قانون وابسته بودن همه مسائل به دولت است. برعكس عدهاي برآنند كه قانون خوب محدودكننده نيس كه حمايت كننده نيز هست.
تاريخچهاي كه بيان شد و موانعي و ايراداتي كه شرح آن رفت روي هم رفته اين اعتقاد را تقويت ميكند كه سمنها تا جايگاه واقعي خود فاصله زيادي دارند. هنوز كاركرد و جايگاه اين سازمانها براي رسيدن به جايگاه واقعي فاصله بسيار دارد. در حال حاضر بهترين پتانسيلي كه براي اصلاح اين رويكرد وجود دارد قانون برنامه پنجم توسعه است. دولت و مجلس در آستانه آزمايشي ديگر در چگونگي برخورد با نهادهاي جامعه مدني هستند. اعنماد بيشتر و نظارت كمتر بر سازمانهاي مردم نهاد اين سازمان را در نيل به اهداف اجتماعي خود موفق خواهد كرد.
« علل عدم کارایی برگرفته از گزارش مرکز پژوهشهای مجلس است.»


هر روز زمين كثيف تر مي شود. اين در حالي است كه هزاران سازمان دولتي و غير دولتي براي حمايت از محيط زيست در سرتاسر جهان بنا شده است. عجيب است كه همگان بر خطر تخريب محيط زيست متفقالقول هستند و بعد از نابودي يك گونه گياهي يا جانوري آه و افسوس سر مي دهند ولي باز هر روز بر عمق فاجعه افزوده مي شود.طي يكسال گذشته در ايران شاهد فجايعي مثل مرگ و میر دلفین ها ، پدیده کشند سرخ ( جلبكي كه باعث مرگ آبزيان مي شود ) ، ترکیدگی خط لوله نفت در اصفهان و پدیده گردوغبار بوده ايم.
حقوق در پي به نظم كشيدن امور و تعيين حقوق و تكاليف در برابر طبيعت، پا در حيطه محيط زيست گذاشته و حاصل آن عناوين قانوني متنوع و فراواني شده كه البته چنان كه مشهود است هنوز نتوانسته گرهي از معضل زيست محيطي پيرامون ما بگشايد بطوري كه در حال حاضر ايران جايگاهي بهتر از سوم ، در حفاظت از محيط زيست در منطقه نتوانسته است كسب كند. قوانين مرتبط با محيط زيست را در سه گروه مي توان تفكيك كرد:
حقوق .همشهري 16/6/1388
ادامه مطلب...

تا قبل از قرن نوزدهم واژه (تروريسم) اهميت امروز را نداشت معناي آن نيز متفاوت بود، اما بتدريج اين واژه وارد ادبيات حقوق بين الملل شد تا اينكه با انفجار برج هاي دوقلو در سپتامبر 2001 نقشي مهم در برنامه ريزي هاي سياست خارجي كشور ها براي خود دست و پا كرد . بطوري كه امروز زير شاخه هاي آن بسيار متنوع شده است. گروگانگيري ، هواپيماربايي ، سايبر تروريسم ، تروريسم انتحاري ، تروريسم ملي، تروريسم دولتي ، وحتي تروريسم كشاورزي يا بيو تروريسم و انواع ديگري از مصاديق آن هستند. در تعريف تروريسم هنوز اتفاق نظر حاصل نشده است اما در همه انواع تعاريف ويژگي هايي براي آن بيان شده است:
حقوق .همشهری ۹/۶/۸۸
ادامه مطلب...

حافظه سیاسی من به سال های قبل از خرداد 76 قد نمی دهد اما خوب و بد از ایام بعد از آن زیاد در خاطرم مانده. سال ها پیش ، روزهایی که قوه قضاییه، قاضی القضات جدیدی به خود می دید و سخن از تحویل دادن و تحویل گرفتن ویرانه می رفت آنچه ذهن کنجکاو عامه را درگیر کرده بود شایعات مربوط به محل تولد رئیس دستگاه قضا بود و چه تفسیرهایی که بر اساس این شایعات انجام نمی گرفت .ده سال از آن ماجرا گذشته و آن ویرانه که به لطف احیای نهادهای حقوقی که مدتی معطل مانده بود سامانی گرفته است پذیرای قاضی القضات جدیدی شده . اما باز همان شایعات مطرح است.رئیس جدید نیز متولد نجف است.آیت الله صادق لاریجانی (آملی) در سال 1339 در نجف بدنیا آمده ویکسال بعد به همراه پدر به قم نقل مکان می کنند. حال باید دید:
آیا از نگاه حقوق میتوان ایشان را ایرانی دانست؟
آیا اصولا ایرانی بودن شرط ریاست بر قوه قضائیه است؟
1-
ادامه مطلب...

بحث در باب قانون و انعقاد نطفه آن قدمتی بیشتر از انقلاب مشروطه دارد . تدوین قانون با اسلوب حقوق جدید و ایجاد نظام نوین قضایی جانشین مظالم و احکام ناسخ و منسوخ شریعت شد. سرانجام آن (( یک کلمه )) به کرسی نشست و حاصل آن مجموعه ای حجیم از قوانین شد که در کشور به تصویب رسیده و هرروز بر قطر آن افزوده می شود. اما بذر فتنه بانهال قانون یکجا کاشته شد. قانون گرایی مصلحت اندیش ، اوامر و نواهی قانون گذار را ملعبه خویش کرد.آنجا که پای منافع شخصی به میان می آمد قانون به حاشیه می رفت و این گستاخی تا بدانجا ادامه یافت که دامن قانون اساسی را گرفت چنانکه اصل هفتم متمم قانون اساسی مشروطه که اساس مشروطیت را غیر قابل تعطیل می دانست به توپ بسته شد و سلطنت مشروطه ایران که مقررشده بود الی الابد غیر قابل تغییر باشد(اصل الحاقی به متمم قانون اساسی مشروطه مورخ 18/2/1328) به پوسته ای بدون مغز تبدیل و گاه و بیگاه اسیر چکمه نظامیان و روس ها و تمامیت خواهان قرار می گرفت.هر بار گروهی دیگران را به عدم تمکین به قانون متهم می کرد وخود را الگوی قانونمداری می دانست چنانکه در حال حاضر نیز همین نمایش در صحنه کشور اجرا می شود.
ادامه مطلب...

آثار هنری ،ابداع و اختراع ، زاییده روح و اندیشه بشری است. این آثار برای انسان ها لیاقت و شایستگی حیات ببار می آورد.دولت ها وظیفه دارند که از هنر حمایت کنند نه در قامت متجاوز ظاهر شوند. زهد سیاسی که هنرمندان خودآگاه یا در نتیجه تحمیل شرایط برگزیده اند سبب شده در برابر غالب ناملایمات سکوت اختیار کنند اما حقوق همیشه سعی کرده گروه های آسیب پذیرتر را زیر چتر حمایت خود بیاورد.حقوق آفرینشهای فکری بر همین پایه و اساس شکل گرفت.ایران سالهای سال است که مبانی این حقوق جدید را پذیرفته و پرورانده است و در سال های 1310 ، 1348 ، 1352 و 1387 برای بیان حقوق و تکالیف مرتبط با آن قوانینی به تصویب رسانده است که هنوز هم اکثر آنها معتبرند. مالکیت چه در فقه و چه در قوانین ما همیشه مورد احترام بوده قانون اساسی مشروطه سلب تسلط مالکین ومتصرفین از املاک و اموال متصرفه به هر عنوان که باشد را ممنوع می دانست. و در حال حاضر نیز اصل 22 قانون اساسی مالکیت را تایید و محترم می داند. آنچه ذهن آدمی خلق می کند چه جنبه صنعتی داشته باشد چه ادبی یا هنری بر همین اساس و مبنا قابلیت حمایت دارد.
ادامه مطلب...

حقوق رشته دشواری نیست . هضم مفاهیم و عبارات آن نیاز به شکستن شاخ قول ندارد . اما استمرار در دنیای این مضامین دشوار است . بعضی زود می فهمند و عطایش را به لقایش می بخشند.بعضی روزمرگی در دانشکده را پیشه می کنند و گروهی گوهری در دل این رشته می یابند تا دل به ان دهند.اما دنیای غریب آن حتی با ما که چندین سال با آن زندگی کرده ایم هنوز دوست نشده است پس طبیعی است اظهارنظرهایی که در باب مردمان این قلمرو می شود.
درباره الی را دیدم ...
ادامه مطلب...

((این مطلب روز بعد از مناظره رضایی - مهندس موسوی نوشته شده است))
دوستانی که مناظره دیشب را مشاهده کردند لابد اصرار رضایی بر اصل 44 قانون اساسی و سیاست های اصل 44 در برنامه های خود و برنامه های مهندس موسوی را دیدند . دلیل اهمیت این امر در اقتصاد کشور و در برنامه های انتخاباتی کاندیدا ها چه می تواند باشد؟
قانون اساسی مهمترین قانون یک کشور است که هیچ قانون دیگری نمی تواند با آن تناقض و تعارض داشته باشد . تشریفات تصویب این قانون خاص بوده و اصلاح آن نیز به همه پرسی عمومی گذاشته می شود. در این میان اصل 44 قانون اساسی که در فصل مربوط به اقتصاد و امور مالی آمده است اهمیت زیادی دارد. این اصل از قانون اساسی اقتصاد ایران را به سه بخش دولتی تعاونی و خصوصی تقسیم می کند . آنچه به عنوان بخش دولتی در این اصل نام برده شده تقریبا تمام اقتصاد یک کشور را تشکیل می دهد: کلیه صنایع بزرگ ، صنایع مادر ، بازرگانی خارجی ، معادن بزرگ ، بانک داری ، بیمه ، تامین نیرو ، سدها و شبکه های بزرگ آب رسانی ، رادیو و تلویزیون ، پست و تلگراف و تلفن ، هواپیمایی ، کشتیرانی ، راه و راه آهن .
تقریبا چیزی از قلم نیافتاده ولی برای محکم کاری در ادامه این اصل ذکر شده (( ... و مانند اینها ...))تا اگر موردی از قلم افتاده بود یا بعد حادث شد را هم شامل شود. با وجود چنین اصلی در چنین قانونی کاملا طبیعی است شکل گیری بخش دولتی که بر تمام اقتصاد چنبره زند . هر چند شرایط مربوط به سال های اولیه انقلاب و سپس دوران جنگ این رویکرد را توجیه می کرد اما دور شدن از آن فضا و تولد نسل جدید اقتصادانان لیبرال و تجربه شکست خورده اقتصاد دولتی در بلوک شرق کم کم همه را به ضرورت گردش به سمت اقتصاد آزاد و کوچکتر کردن دولت آگاه کرد که محصول این شرایط تولد ((قانون اصلاح موادی از قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و اجرا سیاست های کلی اصل چهل و چهارم (44) قانون اساسی )) است که بارها محسن رضایی دیشب به آن ارجاع داد. این قانون 92 ماده دارد که در تاریخ 25/3/1387 به تصویب مجمع تشخیص مصلحت رسید که البته 42 ماده ابتدای آن ارتباط بیشتر با مناظره دیشب دارد که چنان تنظیم شده است که می توان با وجود آن ادعا کرد که رویکرد اصلی در قوانین ما پذیرفتن اقتصاد آزاد است.بخش دولتی و تعاونی را استثنای بخش دولتی می داند.در این قانون فصلی به تسهیل رقابت و منع انحصار اختصاص داده شده که از لوازم اقتصاد بازار است.متن این قانون را در روزنامه رسمی روز سه شنبه پانزدهم مرداد ماه 1387(شماره 18476) و از سایت http://www.rooznamehrasmi.ir/Cover.asp می توانید پیدا کنید روی هم رفته ای قانون را باید از قوانین خوب مصوب بعد انقلاب بدانیم .
اما نحوه تصویب این قانون دارای ایرادات اساسی است که در پی می آید
ادامه مطلب...






