مصرف كنندگان در برابر قدرت توليد كنندگان و متخصصان نيازمند حمايت هستند
مصرف كنندگان، چشم براه حمايت
كارگران براي احقاق حقوق خويش سالهاي سال مبارزه كردهاند. توليدكنندگان نيز در قالب بنگاهها و به بهانه حمايت از توليد، انواع حمايتها را پشت سر خود احساس ميكنند. در برابر اين دو گروه شايد مصرف كنندگان هستند كه به امان خدا رها شدهاند يا حداقل سابقه طرح حمايت از حقوق آنها سابقه و حرارت مبارزه براي احقاق حقوق دو گروه قبلي را ندارد.
هر كدام از ما در هر مقام و موقعيتي كه باشيم مصرف كننده هستيم و مشكلات آن را احساس ميكنيم. آتش گرفتن خودروها، سرگرداني ميان استاندارد محصولات غذايي يا عدم آن مانند آنچه در باب برنجهاي خارجي روي داد. اجناس تقلبي، كپي برداري گمراه كننده از نام و نشان يك محصول معتبر و ... ، همه مواردي است كه در زندگي روزانه، براي ما مشكلاتي را پديد آورده است. بخصوص اينكه گاه ميزان خسارتي كه مصرف كننده ميبيند آنقدر ناچيز است كه عطاي پيگيري شكايت را به لقايش ميبخشد. اما مجموع اين مبالغ ناچيز براي توليد كنندهاي كه اقدام به اين عمل فريبكارانه كرده، سودي هنگفت را به همراه دارد.
سابقه حمايت حقوقي از مصرف كننده
سابقه طرح موضوع حمايت از مصرف كنندگان به قرن بيستم ميرسد. اولین قانون مهمی كه با هدف حمایت از مصرف كننده در فرانسه به تصویب رسید, قانون منع تقلب در بیع كالاها و مغشوش نمودن مواد خوراكی و محصولات كشاورزی در سال ۱۹۰۵ میلادی بود و بدنبال آن مقررات مربوط به قیمت كالا كه نقش مهمی در حمایت از این گروه بازی مینمود در سال ۱۹۴۵ میلادی به تصویب رسید. جان اف كندي رئيس جمهور وقت آمريكا ضرورت تدوين قانون در حمايت از حقوق مصرف كننده را اعلام نمود كه شامل سرفصلهايي بود از قبيل حق داشتن انتخاب، حق امنيت، حق داشتن اطلاعات. امروزه اين حقوق در قالب قوانين و مقرراتي تدوين يافته و حقوقدانان به مطالعه آن مشغولند در ايران نيز رشته حقوق اقتصادي متولي مطالعه اين حوزه است و متن قانوني جديد التصويب «قانون حمايت از مصرف كنندگان» مهمترين منبع قانوني اين موضوع است.
مبناي حقوق مصرف كننده
حقوق مصرف كننده ريشه در اين اعتقاد دارد كه رها كردن دو طرف قرارداد كه يك سو توليد كننده مطلع و صاحب قدرت و ثروت قرار است و سوي ديگر مصرف كنندهاي است كه در باب موضوع از اطلاع كافي برخوردار نيست، منتج به اين ميشود كه تعادل قرارداد به هم بخورد و كفه منافع و امتيازات توليد كننده سنگينتر شود. بنابراين آزادي قراردادي تا حدودي به بند كشيده ميشود. انگيزه حقوق مصرف در حمايت از مصرف كننده را نبايد محدود به انگيزههاي اخلاقي و عدالت خواهانه دانست، بلكه اين نوع حمايتها تضمين كننده توسعه اقتصادي و در كنار آن تامين تعادل قراردادي و كمرنگ كردن پيامدهاي منفي توسعه و مبارزه با تورم است.( مقدمهاي بر حقوق مصرف كننده با مقدمهاي از مترجم، دكتر عباس قاسمي حامد)
ضرورت طرح بحث حمايت از حقوق مصرف كننده در ايران مشهود است. همه ما در قامت مصرف كننده هر روز با مشكلاتي مانند عدم وجود استاندارد، دردسرهاي مربوط به عدم وجود گارانتي، مشكلات مربوط به عدم آگاهي از نحوه استفاده وسايل برقي و ... رو به رو هستيم. با وجود قدمت وجود ضرورت موضوع، اولين گامهاي عملي براي حمايت از مصرفكنندگان به سال 1372 بر ميگردد، وقتي كه «لايحه حمايت از حقوق مصرف كنندگان» به تصويب رسيد. مدتي بعد برخي از حقوق مصرفكنندگان، در قانون تعزيرات حكومتي به رسميت شناخته شد، اما ايراد اين مصوبات آن بود كه گامهايي كه در حمايت از مصرف كننده برداشته ميشد سست و لرزان بود و در قوانين گوناگون پراكنده بود.
حقوق مصرف گرايش نوپايي در حقوق است كه متخصصين آن به تعداد انگشتان دست است و نوشتههاي پيرامون آن نيز از اين حدود تجاوز نميكند. اما برخي از حقوقي كه براي مصرف كننده تحت لواي حقوق مصرف به رسميت شناخته شده است تعهد به دادن اطلاعات و مواردي مانند عدم ارائه اطلاعات نادرست، لزوم الصاق برچسب قيمت و مواردي از اين قبيل است.
تعهد به دادن اطلاعات
سال ها اعتقاد بر اين بود كه هر كس بايد به دنبال كسب اطلاعات مورد نياز خود باشد و آزادي قراردادها مانع از آن بود كه تعهدي براي يك طرف قرارداد براي ارائه اطلاعات وجود داشته باشد بنابراين بر این عقیده بودند كه در فرض فقدان مقررات خاص, تعهدی بر دادن اطلاعات به طرف دیگر قرارداد وجود ندارد. اما در حال حاضر در بسياري قراردادها تفاوت آگاهي يكي از طرفين نسبت به طرف ديگر بسيار زياد است. همين طرف نيز متعهد است كه اطلاعات مورد نياز را به طرف ديگر انتقال دهد. اطلاعاتي كه طرف متخصص بايد منتقل كند را در سه بخش كلي تقسيم بندي ميكنند، تعهد به دادن اطلاعات كلي و ساده؛ در این قسم از تعهد به دادن اطلاعات, متعهد ملزم به دادن اطلاعات كلی در مورد خصوصیات اساسی موضوع تعهد و شرایط اجرای آن می باشد. ساده ترین شیوه ایفای این نوع تعهد مطلع نمودن مصرف كننده از طریق الصاق بر چسبهای دارای اطلاعات لازم بر روی بسته های حاوی محصولات تولید شده است.
تعهد به دادن اطلاعات راجع به خطرات احتمالي؛ طرح چنین تعهدی ضرورت خود را از تنوع خدمات و كالاهای موجود, خصوصاً محصولات شیمیایی با فرمولهای شیمیایی با فرمولهای پیچیده در تمامی سطوح جامعه و نیاز به رعایت احتیاطات و پیش بینی های لازم در هنگام استفاده از آنها ودر نتیجه نیاز به داشتن اطلاعات متناسب با آن, چه در مرحله مذاكرات قبل از قرارداد و هنگام انعقاد آن و چه در مرحله اجرای قرارداد, كسب می نماید
تعهد به دادن اطلاعات مشاورهاي؛ در این نوع تعهد, طرف متخصص موظف به تامین اطلاعات تفصیلی موردی و قابل تطبیق بر موضوع قرارداد و همچنین اطلاعات لازم نسبت به درصد احتمال موفقیت پروژه و كارایی آن, به طرف غیر متخصص, در زمینه های فنی و مالی است, بدین منظور كه طرف غیر متخصص بتواند تصمیمات لازم را جهت انعقاد قرارداد اتخاذ نموده و همچنین شیوه صحیح تر را برای حسن اجرا و دستیابی به هداف انعقاد آن به كار بندد.(مروری اجمالی بر نظریه تعهد به دادن اطلاعات در قرارداد ازدیدگاه حقوق فرانسه، دكتر عباس قاسمي حامد)
راجع به ضرورت كسب اطلاع و تكلیف متعهد به داشتن آگاهی كافی برای تامین اطلاعات طرف متقابل, به عقیده بعضی از نویسندگان فرانسوی, تنها در دو فرض این تعهد شكل خواهد گرفت: هنگامی كه اطلاعات مربوط به وصفی از اوصاف اساسی موضوع قرارداد باشد و یا زمانی كه متعهد متخصص باشد. برای تایید شرط مطروحه اخیر از طرف این مولف می توان به آراء صادره از ناحیه دیوان تمیز فرانسه تمسك نمود.
تعهد به ارائه فاكتور و برچسب قيمت
برعكس تعهد به دادن اطلاعات كه در فقه و قانون ما بيسابقه است در خصوص تعيين قيمت به نحوي كه مصرف كننده به راحتي از آن آگاه شود، توصيههاي زيادي وجود دارد و در قانون نظام صنفي نيز جزو وظايف واحدهاي صنفي بيان شده است. قانون نظام صنفي 1382 در ماده 15 آن يكي از ظايف فرد صنفي را اين گونه بيان كرده است «الصاق برچسبروي كالا، يا نصب تابلو در محل كسب يا حرفه، قيمت واحد كالا يا دستمزد خدمت رابهطور روشن و مكتوب و بهگونهاي كه براي همگان قابل رؤيت باشد، اعلام كند.» فرد صنفي در صورتي كه از اين امر تخلف كند براي هر بار تخلف جريمهاي معادل 200000 ريال مقرر كرده است. اين تكليف در لايح جديد التصويب حمايت از مصرف كننده نيز بار ديگر تكرار شده است در اين قانون ميخوانيم كه « كليه عرضهكنندگان كالا و خدمات مكلفند با الصاق برچسب روي كالا، يا نصب تابلو در محل كسب يا حرفه، قيمت واحد كالا يا دستمزد خدمت را بهطور روشن و مكتوب به گونهاي كه براي همگان قابل رؤيت باشد، اعلام نمايند.»
آنچه رفت توضيحي مختصر و مصاديقي محدود از حقوق مصرف كننده است. اما بحث در باب حقوق مصرف كننده دامنه گستردهاي دارد كه حقوقدانان و اقتصاددانان در حال مطالعه و پيريزي مباني آن هستند. براي مطالعه بيشتر ميتوانيد به مقالاتي كه در اين خصوص وجود دراد مراجعه كرد.
حقوق .همشهري 2/9/1388
حالا ما باید بنویسیم که حمید قهوه چیان را آزاد کنید و همچنین دیگر دوستانمان را.
اگر این آخرین پست وبلاگ ما باشد هم دیگران خواهند نوشت.


نقش بورس در خصوصي سازي
به لطف خصوصيسازي شركتهاي دولتي، بورس ايران در مقايسه با بورس كشورهايي كه در متن بحران اقتصادي اخير بودند روزگار خوشي را سپري ميكند. از سوي ديگر ارتباط اندك بورس ايران با بورسهاي بينالمللي، دليل ديگري است كه باعث ميشود كه در بحبوحه بحران اقتصادي امواج اين تلاطم به ساحل بورس ايران نرسد.
چرخش به سمت اقتصاد آزاد
اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، نظام اقتصادي دولتي را پيريزي ميكرد كه همه بخشهاي حياتي اقتصاد تحت سيطره دولت بود، با گذشت چند سال «قانون اصلاح موادي از قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلاميايران و اجراء سياستهاي كلي اصل چهل و چهار قانون اساسي» به تصويب رسيد كه اصل 44 قانون اساسي را تا حد زيادي دگرگون ميكرد. بدين ترتيب نگرش دولتي به اقتصاد تلطيف شد. با وجود چنين قانوني ميتوان ادعا كرد كه حداقل در مرحله وضع قوانين، اقتصاد آزاد پذيرفته شده و اقتصاد دولتي تا حد زيادي محدود شده است. بدين ترتيب خصوصي سازي در دستور كار دولت قرار گرفت كه در شرايط كنوني ميتواند دوايي براي درد اقتصاد ما باشد. اما مانند هميشه مشكل زمان اجراي اين قوانين بوجود ميآيد. دولت به بخش خصوصي كه هدف اصلي خصوصي سازي است، اطمينان كافي ندارد، بنابراين از واگذاري ناگهاني شركتهاي مهمي كه قرار است خصوصي شود به بخش خصوصي خودداري ميكند، وي سراغ اشخاصي ميرود كه اعتماد بيشتري دارد،بدين ترتيب پاي شركتهاي شبه دولتي به جريان خصوصي سازي باز ميشود. همه حواشي كه حول واگذاري شركت مخابرات در بورس بوجود آمده و هنوز تدوام دارد به خاطر همين رويكرد در خصوصيسازي است.
بورس و واگذاري شركتهاي دولتي
قانون سياستهاي اصل 44 نقش ويژهاي را براي بورس قائل شده است بطوري كه در بسياري از مواد آن براي بورس وظيف و ماموريتي در نظر ميگيرد اين تاكيد و اهميت جايي نمايانتر ميشود كه قانون سياستهاي اصل چهل و چهار تاكيد بر رقابت دارد و درصصد تحديد انحصار است. در اين قانون روشهاي مختلفي براي واگذاري بنگاهها پيشنهاد شده اما آنچه كه مطابق اين قانون داراي ارجحيت است، فروش بنگاه از طريق عرضه عموميسهام در بورسهاي داخلي يا خارجي، ميباشد. همچنين امكان واگذاري اين شركتها در بورسهاي خارجي نيز فراهم شده است كه در اين صورت مجوز لازم بايد با رعايت قانون تشويق و حمايت از سرمايهگذاري خارجي و قانون بازار اوراق بهادار جمهوري اسلاميايران و به پيشنهاد هيأت واگذاري توسط شوراي عالي اجراء سياستهاي كلي اصلچهل وچهارم(44) قانون اساسي صادر ميشود. جايگاه و اهميت بورس، تدوينكنندگان اين قانون را بر آن داشته است كه در شوراي عالي اجراء سياستهاي كلي اصل چهل و چهارم قانون اساسي جايگاهي نيز براي رئيس سازمان بورس و اوراق بهادار قائل شوند.
چنانچه سهام يكي از بنگاهها در بورس ارائه شود نحوه تعيين قيمت سهام بدين ترتيب خواهد بود كه مبناء قيمتگذاري، قيمت فروش نقدي سهام در بورس خواهد بود.
خصوصي سازي از طريق بورس رجحان دارد
نظرسنجيهاي انجام گرفته و منتشر شده تاييد ميكند كه غالب افراد بر اين عقيدهاند كه واگذاري سهام شركتهاي دولتي از طريق بورس بهترين روش براي توسعه بازار سرمايه، كشف قيمتها، ايجاد جو اعتماد به بورس و افزايش حجم معاملات است، اما در عين حال اذعان دارند كه بورس به عنوان يك وسيله است و بايد بسترهاي لازم براي جذب مردم، قوانين الزامآور و الزامات جهت شفافسازي و جلوگيري از روشهاي دستوري براي قيمت گذاري فراهم شود.
از ميان روشهايي كه براي خصوصيسازي پيشبيني شده، در روش مزايده غالبا شركتها به دليل زيانده بودن يا نداشتن شرايط لازم براي پذيرش در بورس، قيمت گذاري و عرضه ميشوند. بورس روش بهتري براي واگذاري است. در واگذاري از طريق بورس معمولاتقاضاي حقيقي براي سهم پيشبيني ميشود و به غير از سازمان خصوصيسازي، بازار نيز در تعيين قيمت نقش دارد. علاوه بر گرايشي عمومي بر رجحان روش بورس اعتقاد بر اين است كه خصوصي سازي از طريق بورس باعث رونق بورس نيز ميشود، بدين ترتيب كه مهمترین عامل در حفظ رونق و جلوگیری از حباب قیمتی در بازار را عرضه سهام شرکتهای جدید و واگذاری سهام شرکت ها توسط سهامداران عمده و نهادهای مالی و شبه دولتی اعلام کرد.

حكومت نظم در ورزش نيازمند وضع قانون شده است
از اخلاق پهلواني تا قوانين ورزشي
رسم و رسوم ورزش را مدتها آداب و سلوك پهلواني تشكيل ميداد. اخلاق ضابطه و چهارچوب ورزش را تعيين ميكرد، چنانكه نگاه ملتمسانه مادر پهلوان هندي، پشت پورياي ولي، پهلوان غالب ايراني را به خاك ميماليد. اما مرور زمان ورزش را تبديل به تجارت كرد و ورزش حرفهاي به جاي ورزش پهلواني بر سر زبانها افتاد. فارق از قضاوت ارزشي در مورد اين تغيير و تبديل از همين زمان بود كه كاربرد قواعد و مقررات در حوزه ورزش و نظارت بر اجراي آنها اهميت بيشتري يافت. امروز ميزان اين قواعد و مقررات آنقدر زياد شده است كه ميتوانيم از گرايشي با عنوان حقوق ورزش سخن بگوييم. براي شناخت آن ابتدا بايد ديد ورزش چيست و حقوق به چه معناست.
شناخت کلی «حقوق ورزشی» نیازمند تعریف ورزش است که یک مفهوم حقوقی محسوب نمیشود. در میان تعاریف متعددی که از آن ارائه شده است مناسب است که ورزش را بصورت کلی فعالیتهای جسمانی بدانیم که بصورت هدفدار انجام میشود.
اخلاق ورزشي
اخلاقيات مجموعه قواعدي است كه براي رسيدن به كمال لازم است. اخلاق قانون فردي زندگي است. اما اجراي اين قواعد را جز وجدان بيدار و خوي اخلاقي و گاه ترس از عكسالعمل ديگران چيز ديگري پشتيباني نميكند. برعكس قواعد حقوقي بر قدرت دولت تكيه زده است و هر جا مورد تجاوز قرار گيرد با واكنشي سخت ماند مجازاتهاي كيفري روبهرو ميشود. در ارتباط حقوق و اخلاق گفتن همين بس كه حقوق بسياري از قواعد اخلاقي را در مجموعههاي قانون گردآورده و براي آن ضمانت اجرا تعيين كرده. اما جاي ترديد نيست كه همه قواعد اخلاقي نميتوانند به قانون تبديل شوند.
ورزش ايراني هر چقدر هم بسوي حرفهاي شدن برود باز متاثر از فرهنگ اخلاقي ايراني خواهد ماند، براي همين هنوز منش پهلواني گاه و بيگاه در زمينهاي ورزشي جلوه ميكند تا خاطرات بد مربوط به بداخلاقيهاي ورزشي را التيام دهد. در سطح بينالمللي نيز تمسك به اخلاقيات ارزش است و به روشهاي مختلف ترويج ميشود.FAIRPLAY شعار رايج مستطيلهاي سبز است و در هر مسابقه ورزشي به تيم اخلاق جايزه اعطا ميشود. دليل ترويج اخلاق اين است كه پايبندي به موازين اخلاقي اگر دروني شود در كاهش جرايم تاثير بيشتري دارد نسبت به وضع قواعد و مقرراتي كه افراد به آن اعتقاد واقعي ندارند. پییر دوکوبرتن، بنیانگذار دوره جدید بازیهای المپیک میگوید در دنیایی که مملو ز خطرات فراوان با امکانات قوی است المپیک میتواند پایه گذار نظامی مبنی بر جوانمردی و قوای جسمانی باشد. به نظر وی ورزش بدون شک با اخلاقیات پیوندی تنگاتنگ دارد.
حقوق ورزش
در تقسيمبندي كلاسيك جايي براي حقوق ورزش نبود. اما اخيرا با رويكرد كاربردي، گرايشهايي در حقوق بوجود آمده كه از يافتههاي رشتههاي كلاسيك حقوقي براي نظم و ترتيب دادن حوزهاي خاص مانند ورزش استفاده ميکند. محصول چنين رويكردي بوجود آمدن زمينههاي مطالعاتي مانند حقوق اقتصادي يا حقوق ورزش يا ... است.
بنابراين در حوزه حقوق ورزش، آن قسمتهايي از حقوق خصوصي، حقوق جزا، حقوق عمومي و حقوق بينالملل و ... كه مرتبط با مقوله ورزش است مورد استفاده قرار ميگيرد.
حقوق ورزش در ایران
در گذر تاریخ حقوق ورزش در ایران سه مرحله را پشت سر گذاشته: در دوران قبل از انقلاب مشروطیت مقررات شرعی و عرفی در رسیدگی به امور قضایی استفاده میشد و محکمه و قانون به شکل امروزی وجود نداشت. بعد از مشروطه نیز تا مدتها سابقهای از مسئولیتهای مدنی و کیفری ورزشی نبود و قانونی در این زمینه وجود نداشت. تا اینکه سال 1339 فرا میرسد و قانون مسئولیت مدنی به تصویب میرسد. از این زمان به بعد نص قانونی خاصی وجود داشت که در مورد صدمات ورزشی میشد از آن استفاده کرد اما باز رسیدگی به مسئولیتهای جزایی ورزشکاران تابع قانونی نبود. این مشکل نیز در سال 1352 به موجب ماده 42 قانون مجازات اسلامی مرتفع شد که مقرر میکرد حوادث ناشی از عملیات ورزشی به شرط آنکه سبب آن، نقض قوانین مربوط به آن ورزش نباشد جرم تلقی نمیشود
ورزش در قانون اساسي
منشا صلاحيت و مشروعيت تمام نهادها و مقامات در ايران قانون اساسي است كه مادر تمام قوانين به حساب ميآيد. توجه به تربيت جسم در اصول اوليه اين قانون مورد تاييد قرار گرفته است. اصل دوم قانون اساسي اهداف جمهوري اسلامي را بيان ميدارد. براي رسيدن به اين اهداف اصل سوم قانون اساسي، ابزارهايي را معرفي ميكند، «تربيت بدني رايگان براي همه در تمام سطوح» يكي از اين ابزارهاست. قانون اساسي از ورزش غافل نبوده و لزوم توجه به آن را مورد تاكيد قرار داده. بعد از آن نوبت قوانين عادي است كه با تصويب قوانين كارا و موجز و مختصر به بهترين شكل به توسعه ورزش كمك كند. قطعا تصویب قوانین در حوزه ورزش به صورت چشم بسته جز هدر دادن هزینه و ایجاد تورم حقوقی تاثیری ندارد. بنابراین اگر سخن از وضعقانون میرود مراد قوانین مختصر و مفید است.
حقوق خصوصي و ورزش
این قاعده عادلانه از دیرباز وجود داشته است که هر کس به دیگری آسیب برساند باید آن را جبران کند. ورود خسارات در زمينهاي ورزشي ممكن است ابعاد و جهات مختلفي داشته باشد. ممكن است از سوي بازيكنان به يكديگر، به داور يا تماشاچيان باشد. ممكن است خسارت در نتيجه عدم اجراي قرارداد باشد. بخش مهمي از خسارات در اثر آسيب به ورزشگاهها از سوي تماشاگران است. همه اين خسارات تحت نظامات عام قانون مدني و قانون مسئوليت مدني قابل تعقيب و رسيدگي است. خسارات يا در نتيجه نقض قرارداد و عدم اجراي كامل قرارداد است يا منشا غير قراردادي دارد. در مورد خسارات مربوط به دسته اخير بايد گفت كه «هر کس بدون مجوز قانوني عمداً يا در نتيجه بياحتياطي به جان، مال، آزادي، آبرو و ... ديگران لطمه وارد کند مسئول جبران خسارت ناشي از آن عمل است.» بنابراين در محيط ورزشي به صورت عام ميتوان گفت كه چنانچه ورود خسارت به شخصي در نتيجه تقصير باشد فردي كه دچار تعدي يا تفريط شده، مسئول است و در صورت امكان بايد به گونهاي جبران خسارت كند كه وضعيت خسارتديده به وضع سابق برگردد. اما در حوزه ورزش باید متوجه بود که حادثه جزو ماهیت ورزش میباشد. بنابراین حادثهای سبب مسئولیت خسارت زننده خواهد شد که در اثر نقض مقررات بوجود امده باشد. فرد خسارتدیده نیز برای جبران خسارت خود باید قواعد عام حقوقی را رعایت کند و به دادگاه صالح برای برای جبران خسارت خود مراجعه کند.
گروبندی در ورزش
در قانون مدنی ایران دو ماده وجود دارد که در بحث حقوق ورزشی قابل اشاره است. مطابق قانون، قمار و گروبندی باطل است و دعاوی مربوط به آن مسموع نمیباشد، اما استثنائا در سه مورد گروبندی جایز دانسته شده است که این هر سه استثنا از جنس ورزش هستند: تیراندازی، شمشیرزنی و دوانیدن حیوانات.
حقوق جزا و ورزش
پيشگيري از جرم و مقابله با آن از اهداف اصلي حقوق جزاست. ورزش هيچ خصوصيتي ندارند كه جرم در آن واقع نشود. بنابراي علاوه بر امكان ارتكاب جرايم موضوع قانون مجازات اسلامي و ساير قوانين عام كيفري ممكن است برخي جرايم نيز در حوزه ورزش واقع شود كه مختص آن است. بطور مثال جرايم و محروميتهايي كه در فوتبال پيشبيني شده بر اساس قوانين و آييننامههاي اختصاصي اين حوزه است. كسي كه مرتكب عملي شود كه قانون جرم شناخته و براي آن مجازات تعيين كرده، مجرم ناميده ميشود.
اما وقوع جرم در ورزش شرايط خاص خود را دارد. رضايت ورزشکار به مشارکت در فعاليت ورزش به معناي قبول خطرات و نتايج زيانبار متعارف در ورزش است. به منظور ايجاد انگيزه در ميليونها جوان براي روي آوردن به ورزش براي تربیت نسلي شجاع، سلامت و با نشاط، با توجه به شرایط حاکم بر هر رشته ورزشی شرایط خاصی را برای حوزه ورزش مقرر کنند، زيرا قانونگذار به خوبي ميدانسته که تعالي جامعه جز در پرتو چنين انسانهايي مقدور نيست. قانونگذار با علم به اين که حادثه با ورزش قابل تفکيک نيست و حتي به رغم رعايت همه موازين و مقررات باز ممکن است صدمهاي محقق شود با شجاعت، حساب ورزش را از همه امور جدا ساخته و حوادث آن را جرم محسوب نميکند. در عين حال ميخواهد بگويد که ورزش يک فعاليت مبتني بر تمايل است و هيچ اکراه و اجباري در آن نيست.
در مورد جرایم ورزشی ماده 59 قانون مجازات اسلامی مقرر میکند «حوادث ناشي از عمليات ورزشي مشروط بر اين که سبب آن حوادث نقض مقررات مربوط به آن ورزش نباشد و اين مقررات با موازين شرعي مخالفت نداشته باشد.»
حقوق .همشهري 1388/7/27

تاريخچه قانونگذاري در مورد سازمانهاي غيردولتي پيشينه چنداني ندارد. توجه عمده به سازوكار قانوني اين سازمانها از سال 1379 و برنامه سوم توسعه آغاز شده است. چند سالی است که بجای
NGO از سمن كه مخفف (( سازمان هاي مردمي نهاد )) است استفاده مي شود
آييننامه فعاليت سازمانهاي غيردولتي 1381: تا اين سال قانون و مصوبه بخصوصي حاكم بر سازمانهاي غيردولتي نبود. امور مربوط به اين سازمانها بر اساس « آيين نامه ثبت تشكيلات و موسسات غيرتجاري » نظم و ترتيب مييافت كه مصوب 1337 بود. تلاش براي تدوين قوانين و مقررات خاص براي سامان دادن به سازمانهاي غيردولتي مدرن از سال 1376 شروع شد. اولين نشست سراسري سازمانهاي غيردولتي ايران در همين سال برگزار شد. بالاخره اولين متن قانوني در سال 1379 با مشاركت فعالان حوزه سازمانهاي غيردولتي آماده شد كه نقاط قوت زيادي داشت اما اين پيشنويس خيلي زود به فراموشي سپرده شد و بالاخره آيين نامه فعاليت سازمانهاي غيردولتي در سال 1381 با نقاط قوت و ضعفي به تصويب رسيد. انتقادات وارد به اين متن خيلي زود كار را به اصلاح آن كشاند.
آييننامه فعاليت سازمانهاي غيردولتي 1384 : آيين نامه سال 1381سه سال دوام آورد در سال 1384 جاي خود را به آييننامهاي با همين اسم داد كه مقررات متفاوتي را در خود جاي داده بود.
اولين بار قانون برنامه سوم توسعه مصوب 1379 لزوم توچه به سازمانهاي غيردولتي و گسترش آن را بيان كرد، در اين قانون وزارت كشور مكلف شده بود با رعايت قوانين نسبت به تهيه طرحهاي مربوط به ايجاد و تقويت تشكلهاي مردمي (صنفي – تخصصي) و سازمانهاي غيردولتي براي واگذاري اعمال تصدي دولت به آنها اقدام نمايد. آييننامه مصوب 1381 نيز با استناد به همين قانون تصويب شد. آييننامه سال 1381 موافقان و مخالفان زيادي داشت تا جايي كه درخواست ابطال آن در هيئت عمومي ديوان عدالت اداري نيز مطرح شد اما ديوان حكم به مطابقت اين مصوبه با قانون اساسي و برنامه سوم توسعه داد. برنامه چهارم توسعه نيز از NGO غافل نبود، در ماده 97 به تقویت نقش مردم و سازمانهای غیردولتی در امر پیشگیری و مبارزه با اعتیاد اشاره ميكند و در ماده 98 مقنن نهادهاي مدني را سرمايههاي اجتماع مي نامد و به راهكارهاي ارتقاي كارايي آن تاكيد ميكند. بطور كلي برنامه چهارم توسعه نسبت به برنامه سوم در توجه به اهميت سمنها بسيار توسعهيافته تر است، بطوري كه در اين قانون مي توان 12 مصوبه را ذكر كرد كه مستقيم و غيرمستقيم در ارتباط با نقش و اهميت سازمانهاي غيردولت وضع شدهاند. با اين وجود اين استوانههاي جامعه مدني در ايران هنوز كاركرد و جايگاه واقعي خود را نيافتهاند در بررسي عوامل عدم كارآمدي اين سازمانها دلايلي از سوي صاحبنظران بيان شده است:
مشكلات فرهنگي : ناشناخته بودن اين سازمانها براي عموم و عدم اعتماد مردم به آنها يكي از مشكلات اين سازمانهاست. شرايط فرهنگي و تاريخي كه در غرب ضمينهساز بوجود آمدن سازمانهاي غيردولتي بود در ايران بطوركامل محقق نشده است
گستردگي ساختار دولتي : سازمانهاي غيردولتي در پينياز جامعه بوجود ميآيند و با سعي و تلاش سعي ميكنند خود را به دولت بقبولانند، اما فربهي و گستردگي ساختار دولت و دستاندازي دولت به همه قسمتها باعث شده كه جايي براي كار ساير نهادهاي غيردولتي نباشد، حتي دولت گاه خود اقدام به راهاندازي سازمانهاي غيردولتي ميكند.
نبود روحيه كار جمعي : اصولا كارهاي جمعي ميان ايرانيان هواداري ندارد، اين مشكل خود را به صورتهاي مختلف نشان ميدهد كه يكي از آنها عدم تشكيل تشكلهاي مردمي پايدار و قدرتمند است.
عدم شفافيت قوانين : قوانين متعدد و دستگاههاي مختلف كه هر كدام خود را در خصوص سازمانهاي مردمنهاد مسئول مي دانند سبب شده كه مشخص نباشد كه كار چگونه بايد پيگيري شود و تقسيم وظايف چگونه باشد.
مسائل مالي و پشتيباني : اعتماد زيادي به اين سازمانها در ميان مردم وجود ندارد و انتظار پرداخت حق عضويت بخوبي برآورده نميشود، از سوي ديگر اقتصاد دولتي ايران و اتكا به نفت انتظار از دولت را بالا برده است كه بايد توجه داشت كه وابستگي مالي به استقلال سمنها آسيب ميرساند.
نبودن قانون جامع : در اينكه آيا اصولا اين سازمانها نيازي به قانون دارند يا خير اختلاف است. عدهاي معتقدند مبناي آن آزاديهاي مدني كه در قانون اساسي منعكس شده است و وضع قانون باعث اجاد محدوديت براي آنها ميشود. دليل پيدايش ضرورت وضع قانون وابسته بودن همه مسائل به دولت است. برعكس عدهاي برآنند كه قانون خوب محدودكننده نيس كه حمايت كننده نيز هست.
تاريخچهاي كه بيان شد و موانعي و ايراداتي كه شرح آن رفت روي هم رفته اين اعتقاد را تقويت ميكند كه سمنها تا جايگاه واقعي خود فاصله زيادي دارند. هنوز كاركرد و جايگاه اين سازمانها براي رسيدن به جايگاه واقعي فاصله بسيار دارد. در حال حاضر بهترين پتانسيلي كه براي اصلاح اين رويكرد وجود دارد قانون برنامه پنجم توسعه است. دولت و مجلس در آستانه آزمايشي ديگر در چگونگي برخورد با نهادهاي جامعه مدني هستند. اعنماد بيشتر و نظارت كمتر بر سازمانهاي مردم نهاد اين سازمان را در نيل به اهداف اجتماعي خود موفق خواهد كرد.
« علل عدم کارایی برگرفته از گزارش مرکز پژوهشهای مجلس است.»


هر روز زمين كثيف تر مي شود. اين در حالي است كه هزاران سازمان دولتي و غير دولتي براي حمايت از محيط زيست در سرتاسر جهان بنا شده است. عجيب است كه همگان بر خطر تخريب محيط زيست متفقالقول هستند و بعد از نابودي يك گونه گياهي يا جانوري آه و افسوس سر مي دهند ولي باز هر روز بر عمق فاجعه افزوده مي شود.طي يكسال گذشته در ايران شاهد فجايعي مثل مرگ و میر دلفین ها ، پدیده کشند سرخ ( جلبكي كه باعث مرگ آبزيان مي شود ) ، ترکیدگی خط لوله نفت در اصفهان و پدیده گردوغبار بوده ايم.
حقوق در پي به نظم كشيدن امور و تعيين حقوق و تكاليف در برابر طبيعت، پا در حيطه محيط زيست گذاشته و حاصل آن عناوين قانوني متنوع و فراواني شده كه البته چنان كه مشهود است هنوز نتوانسته گرهي از معضل زيست محيطي پيرامون ما بگشايد بطوري كه در حال حاضر ايران جايگاهي بهتر از سوم ، در حفاظت از محيط زيست در منطقه نتوانسته است كسب كند. قوانين مرتبط با محيط زيست را در سه گروه مي توان تفكيك كرد:
حقوق .همشهري 16/6/1388
ادامه مطلب...

تا قبل از قرن نوزدهم واژه (تروريسم) اهميت امروز را نداشت معناي آن نيز متفاوت بود، اما بتدريج اين واژه وارد ادبيات حقوق بين الملل شد تا اينكه با انفجار برج هاي دوقلو در سپتامبر 2001 نقشي مهم در برنامه ريزي هاي سياست خارجي كشور ها براي خود دست و پا كرد . بطوري كه امروز زير شاخه هاي آن بسيار متنوع شده است. گروگانگيري ، هواپيماربايي ، سايبر تروريسم ، تروريسم انتحاري ، تروريسم ملي، تروريسم دولتي ، وحتي تروريسم كشاورزي يا بيو تروريسم و انواع ديگري از مصاديق آن هستند. در تعريف تروريسم هنوز اتفاق نظر حاصل نشده است اما در همه انواع تعاريف ويژگي هايي براي آن بيان شده است:
حقوق .همشهری ۹/۶/۸۸
ادامه مطلب...

حافظه سیاسی من به سال های قبل از خرداد 76 قد نمی دهد اما خوب و بد از ایام بعد از آن زیاد در خاطرم مانده. سال ها پیش ، روزهایی که قوه قضاییه، قاضی القضات جدیدی به خود می دید و سخن از تحویل دادن و تحویل گرفتن ویرانه می رفت آنچه ذهن کنجکاو عامه را درگیر کرده بود شایعات مربوط به محل تولد رئیس دستگاه قضا بود و چه تفسیرهایی که بر اساس این شایعات انجام نمی گرفت .ده سال از آن ماجرا گذشته و آن ویرانه که به لطف احیای نهادهای حقوقی که مدتی معطل مانده بود سامانی گرفته است پذیرای قاضی القضات جدیدی شده . اما باز همان شایعات مطرح است.رئیس جدید نیز متولد نجف است.آیت الله صادق لاریجانی (آملی) در سال 1339 در نجف بدنیا آمده ویکسال بعد به همراه پدر به قم نقل مکان می کنند. حال باید دید:
آیا از نگاه حقوق میتوان ایشان را ایرانی دانست؟
آیا اصولا ایرانی بودن شرط ریاست بر قوه قضائیه است؟
1-
ادامه مطلب...

بحث در باب قانون و انعقاد نطفه آن قدمتی بیشتر از انقلاب مشروطه دارد . تدوین قانون با اسلوب حقوق جدید و ایجاد نظام نوین قضایی جانشین مظالم و احکام ناسخ و منسوخ شریعت شد. سرانجام آن (( یک کلمه )) به کرسی نشست و حاصل آن مجموعه ای حجیم از قوانین شد که در کشور به تصویب رسیده و هرروز بر قطر آن افزوده می شود. اما بذر فتنه بانهال قانون یکجا کاشته شد. قانون گرایی مصلحت اندیش ، اوامر و نواهی قانون گذار را ملعبه خویش کرد.آنجا که پای منافع شخصی به میان می آمد قانون به حاشیه می رفت و این گستاخی تا بدانجا ادامه یافت که دامن قانون اساسی را گرفت چنانکه اصل هفتم متمم قانون اساسی مشروطه که اساس مشروطیت را غیر قابل تعطیل می دانست به توپ بسته شد و سلطنت مشروطه ایران که مقررشده بود الی الابد غیر قابل تغییر باشد(اصل الحاقی به متمم قانون اساسی مشروطه مورخ 18/2/1328) به پوسته ای بدون مغز تبدیل و گاه و بیگاه اسیر چکمه نظامیان و روس ها و تمامیت خواهان قرار می گرفت.هر بار گروهی دیگران را به عدم تمکین به قانون متهم می کرد وخود را الگوی قانونمداری می دانست چنانکه در حال حاضر نیز همین نمایش در صحنه کشور اجرا می شود.
ادامه مطلب...






